
اولین مورد برای بحث از هر جنسی نیاز به تعریف دارد و حتی خود تعریف نیز در گفتمان حاکم بر علم منطق دارای تعریف است وآن حرکت از نادانی به سوی دانایی است به همین شکل میتوان گفت هنگامی که ما به بسط آگاهی از شی یا چیزی میپردازیم در واقع همزمان با باز شدن وسعت دید و آگاهی به معرفی یا معرفت دست یافته ایم ولی چنانچه میدانیم در حوزه جهان مدرن اصولا نمی توان بر مطلق بودن مفا هیم تاکید کرد زیرا با گذر از دنیای عقلانی کانت که همه چیز را بر انجام عملی فرجام شناسانه میدید نوع قضاوت و داوری ما در مورد امور و اشیاء بر منطق بی چون چرای عقل می چربید برای مثال این دلیل مبتنی بر عقل میگوید که کشتن دشمن در دفاع واجب است اما ما به این دلیل که اصولا کشتن جنایت است آنرا محکوم میکنیم در دنیای بعد از کانت که بر روی کنش عقل آدمیان دچار شک و شبهه گردیدند اصولا جایگاه مفاهیم بر اساس تضاد طبیعی میان آنان تغییر یافت به این شکل که تقابل تعریف یک مفهوم بر اساس آنچه دریدای فیلسوف به آن رسید شکلی دیگر یافت.یکی ازاین مفاهیم آزادی است وآنقدر که در مورد این کلمه بحث شده است که شاید در این مختصر گفته نگنجد اما میتوان بر اساس رویارویی کلمات به تعریفی هرچند نسبی دست یافت آزادی که رنج حسرت دوری انسان از آن به اندازه قدمت عمر خود آدمی است.در تعریف افلاطونی از مفاهیم و اشیاء که بر ایده مثالی این فیلسوف بر ناقص بودن مفاهیمی همچون عدالت ؛ زیبایی و... میچرخد اگرچه رنج آدمی در نتیجه رسیدن به آن آرمان حقیقی است اما آرمان اکنون نوع بشر در گذر تاریخ به تعریفی نسبی و متعرف دست یافته است انتخاب و حق مشروع انتخابات که التزام افراد را بر اساس حقوق طبیعی چنانچه روسو میگوید همراه با تولد انسان بر اساس قانون دیرپای آدمی صورت میگیرد. در نمایشنامه ادیپ شهریار در آخرین قسمت آن (آنتیگونه )در برخورد با نماینده قانون که دفن مردگان را عملی بر خلاف مصالح کشور میدانست از یکسو ودیگر آنتیگونه که حاضر نبود تا جسد برادرش طعمه کرکسها شود از سویی به نوع دیدگاه این دو نفر در بر خورد با انجام عمل به قانون ویا وظیفه دفن مردگان به دلیل عملی انسانی میرسیم که در حوزه تعریف یعنی آگاهی بخشی میتواند در برابر گرفتن آگاهی از دیگران به معامله ای دو سویه رسیدواین عمل آنتیگونه و رقیب او بر اساس آزادی صورت میگیرد. د قیقا تقابل آزاذی در برابر آزادی .در دنیای جدید نیز تو گو اینکه این تقابل هنوز در آغاز راه است . برخورد دیدگاهی با مخالفان و منتقدان که بر اساس ایدئولوژی (من)در جهان امروز صورت میگیرد دقیقا بر خلاف من چند پاره ای ست که امروز به عنوان مای مدرن مطرح میشود . این تقابل که بر اساس ایدئولوژی هر که با ما نیست بر ماست چنانچه رسم مالوف است در رد گسترده صلاحیت افراد و اشخاص در انتخابات آتی به چشم میخورد اتهام کفر ؛بی دینی ؛ و... بر پایه آزادی دولتمردان در تقابل با آزادی دیگران صورت ودر حالی انجام میگیرد که بسیاری از رد صلاحیت شدگان تا چند روز پیش در حوزه دایره خودیها قرار داشتند برای مثال عطارزاده در حالی فاقد صلاحیت تشخیص داده میشود که در اقدام اخیر نه چندان شگفت آور خود ته لیوان آب رئیس جمهور را به جهت تبرک میخورد . انتخاب از حقوق طبیعی هرکسی است ولی رفتار اخیر دستگاههای ذیربط امر انتخابات ما را به یاد این مثل قدیمی انداخت :وقتی آش شور می شود صدای خان نیز در می آید. میتوان نتیجه گرفت بر اساس سنت تعریف جدید در تقابل نسبی مفاهیم با یکدیگر آزادی به جنگ آزادی میرود؛ آزدی برای رد صلاحیت افراد از حق انتخاب و دیگری آزادی برای عدم انتخاب.
