تبليغاتX
راه مردم -

 

حقوق بشر و حقوق بوشهر در انتخابات مجلس هشتم                اسماعیل جعفری

گفتگو با حميد مؤذني روزنامه نگار

× آقاي مؤذني! اين روزها حرفهاي زيادي در مورد شركت جنابعالي در انتخابات مجلس هشتم وجود دارد آرمانها و اهداف شما در چشم انداز مجلس هشتم چيست و چگونه تحقق خواهد يافت؟

ـ حقوق بشر، حقوق بوشهر. اگر بنده قصد حضور داشته باشم بي شك شعار و هدف حضور احتمالي‌ام تصويب قوانيني در راستاي تحقق ابتدا حقوق بشر و سپس حقوق بوشهر است. همانگونه كه اطلاع داريد كشور ما به لحاظ حقوق بشر و رعايت آن دچار انتقادات فراواني است و تلاش من به عنوان يك روزنامه نگار ايجاد جامعه‌اي متعادل و متوازن بر اساس رعايت حقوق بشر است. حقوق بوشهر نيز به واسطه گفتمان تمركز زدايي آن و همچنين توجه به پيرامون در همين راستا قابل پي گيري است. به نظر من توسعه ايران در ايجاد جامعه‌اي دموكراتيك مبتني بر رعايت حقوق بشر است. اين شعار اكنون مي تواند به تجميع عملكردهاي نماينده پارلماني در حيطه محلي و ملي توأمان بپردازد و به نظر من بسيار مهم است.

× گفتيد حقوق بشر و حقوق بوشهر آيا منظور و مقصودتان همان توجه به كردار و عمل به انديشه‌ي جهاني در حوزه‌ي بومي است؟ قدري اين مسئله را بشكافيد؟

ـ بله، به نظر من جامعه سالم و اخلاقي در جهان كنوني جامعه‌اي مبتني بر رعايت حقوق بشر است. اعلاميه جهاني حقوق بشر، اعلاميه‌اي انساني است كه تمام جوانب حقوقي و انساني كليه آدميان را مدنظر قرار داده و حكومتها به واسطه ميثاق مبتني بر آن از تعرض به حقوق افراد ناتوان هستند. اگر موازين حقوقي جامعه ايراني مبتني بر حقوق بشر باشد، ايران چه از لحاظ داخلي و چه از لحاظ جهاني داراي امنيتي قابل اعتنا مي‌گردد. به همين علت من به عنوان يك روزنامه نگار تمام تلاشم تحقق رعايت حقوق بشر است و به نظرم اين بالاترين معيار ارزش بشري در حال حاضر مي‌باشد.

× شما در جاي جاي كلامتان از حقوق بشر گفتيد. آيا در جوامعي با بافت و فرهنگ عصبيت‌ها كه نژاد،‌ تيره،‌ اقوام و سنت‌هاي بنيادين، ريشه‌هاي آن را تشكيل مي‌دهد، اجراي قوانين مربوط به حقوق انسانها چگونه جايگاه خود را خواهد يافت؟ آيا راهكارهايي وجود دارد؟

ـ  نظر من در اين مورد مبتني بر ايده‌ي پايان تاريخ فوكوياماست. به زعم فوكوياما ليبرال دموكراسي كامل‌ترين نوع نظام سياسي است زيرا اكثر آزاديهاي مشروع انسانها در آن مدنظر قرار گرفته است و انسانيت انسان ركن اساسي آن را تشكيل مي دهد.

نگاه كنيد شفاف سازي، پاسخگويي مسئولين و پرسشگري حوزه عمومي، فرايندي مبتني بر توسعه هستند كه همگي در نظام سياسي اجتماعي مبتني بر حقوق بشر محقق مي‌شوند.

من فكر مي‌كنم كه همه جوامع در جهان چه آنها كه در حال تجربه جهان مدرن هستند و چه آنها كه در حال گذار به آن هستند و حتي بنيادگرايان، در برابر گفتمان دموكراسي سرتعظيم فرود مي‌آورند و اگر مشكلي هست و جامعه پسا11 سپتامبري دچار آن شده، بخشي از آن متأثر از عملكرد ميليتاريستهايي است كه در كشورهاي مدرن با سوء استفاده از تلورانس و مداراي دنياي مدرن در انتخابات دموكراتيك بر سر كار آمده‌اند و جهان را به نام دموكراسي به جنگ دموكراسي پيش مي‌برند. من فكر مي‌كنم كه جهان مدرن براي اين معظل نيز در ادامه آن راه حلي مي‌يابد و سرافراز مي‌شود.

   ـ در تغيير و تحولات جهان كنوني متوجه مي‌شويم كه در همين كشور همسايه تركيه نظامي با تمايلات اسلامي شكل گرفت كه مبتني بر تكثرگرايي و توجه به عقايد ديگران است. آيا چنين الگويي در سطح ملی وبومی می تواند قابل تکرار باشد؟ به هر حال مشروطه ایرانی بعنوان حرکتی پیشرو بر خاورمیانه تاثیر گذار بود؟ 

به نظر من در ادامه چه بسا مدل مدرن حزب اسلامي تركيه به يك مدل و الگوي نمونه در جهان اسلام تبديل شود. به هر صورت مدل تركيه در تقابل با بنيادگرايي طالبانيسم است و هر چه به سمت مدل تركيه پيش برويم و نتيجه آن موفقيت آميز باشد مسلمانان نيز به آن بيشتر رو مي‌آورند. تمدن اسلامي مستحكم‌تر مي‌شود. مسير گفتمان دوم خرداد و اصلاحات مردمي سيد محمدخاتمي نيز در همين راستا بود كه پس از مقاومتها و كارشكنيهاي محافظه كاران، پروسه‌ي آن تعطيل شد. اميدوارم كه مدل تركيه به تجربه‌اي مثبت در حكومتداري ديني و اسلامي  تبديل شود تا چهره زيباتري از اسلام جهان را متوجه خود سازد.

× تا اينجا از مدل جهاني دموكراسي حقوق انسانها به مثالي منطقه‌اي و دست آخر در كشورمان به نوعي از انتخابات برمي‌خوريم كه ظاهراً از الگويي مستقل و بي مانند برخوردار است يعني الگويي كه بر اساس شركت مردم با باورهاي اسطوره‌اي ـ قومي و ... شكل مي‌گيرد. آيا گفتمان و پيام دوم خرداد در پروسه‌اي جدا از آنچه گفتم شكل گرفت يا نكته‌اي ناگفته و پنهان دارد؟

ـ به نظر من جهان كنوني در دست پوپوليستهاست. با نگاهي سطحي به زمامداران كنوني جهان چه در كشورهاي توسعه يافته و حتي آمريكا و چه در كشورهاي جهان سوم متوجه مي‌شويم كه پوپوليستها بر اساس تسلط و يا متأثر از رسانه‌ها زمام امور را به دست گرفته‌اند و نخبه گرايي و اريستوكراسي،  دوران اضمحلال خود را به سر مي‌برد. بر همين اساس به نظر مي‌آيد دوم خرداد نيز به واسطه عدم تطبيق با گفتمان جهاني پوپوليستي شكست خورد و حماسه رسمي سوم تير به واسطه تأثر از همين گفتمان ايران را همرنگ جماعت جهاني نمود.

× ولي من فكر مي‌كنم در جامعه كوچك، بومي با اقتصادي خُرد و با مردمي درگير با جمعيت  و حتي دريا و آفتاب حكايت مشكل ديگري مي‌يابد. در انتخابات گذشته و انتخاباتهاي دورتر از آن يعني از دوم خرداد 76 نوعي تفكر در همين بوشهر شكل گرفت كه به گمان من مسجد و كليسا را بدون هرگونه اختلاف در كنار هم در جامعه قرار داد و در انتخابات نيز تلاش نيروهاي مخالف كمتر بر اساس تخريب بوده است آيا عناصري در بوشهر هست كه شايد در هيچ جاي ايران نيست؟

ـ به نكته‌ي جالبي توجه كرديد. به نظر من در پرداخت‌ها ضمن اينكه مي‌بايست تحليل كرد بايد به گونه‌ي تأويلي هم به مسائل نگريست. يعني زاويه ديدمان را تغيير دهيم. بوشهر گرچه متأثر از گفتمان ملي ايران بوده اما به واسطه وضعيت خاص ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك، اكثراً دروازه‌ي تقابل و تعامل مدني بوده است. حضور كنسولگريها به صورت عيني در دوران كلاسيك اين بندر و سپس امواج تلويزيونهاي عربي در دوران انقلاب و در ادامه ماهواره، بوشهر را به مدخل گفتمان جهاني به ويژه مدخل آموزه‌هاي ليبرال در دوران آغازين مشروطه تبديل نموده است. همين تجربه تاريخي بوشهري‌ها را نسبت به موضع گيريها عقلاني‌تر كرده تا آنجا كه بيشترين درصد آرا محمدخاتمي در بوشهر رقم مي‌خورد و آخرين درصد آراء در انتخابات نهم رياست جمهوري به محمود احمدي‌نژاد مي‌رسد.

×‌ با توجه به حرفهايتان صف آرايي نيروهاي شركت كننده در انتخابات هشتم مجلس را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ـ انتخابات پيش روي مجلس هشتم در ايران و بوشهر انتخابات حساسي است. شكست محافظه كاران و بنيادگرايان در پارلمان مي‌تواند مجدداً اميد به دموكراسي درونزا را تقويت كند و شكست در اين انتخابات مي‌تواند كليه اميدها را به يأس تبديل كند.

بر خلاف انتخابات سوم شوراها در بوشهر، به نظر من اصولگرايان در گزينش و معرفي كانديد مورد نظر نسبت به اصلاح طلبان كمتر مشكل دارند. با كناره‌گيري متعهدانه و از سر درد محمد دادفر، تشتط در اردوگاه اصلاح طلبان به اوج مي‌رسد و تقابل چپ‌هاي سنتي‌ با اصلاح طلبان پيشرو به واسطه حضور تبادار به اوج مي‌رسد. در وضعيت كنوني گزينه‌هاي سه گانه اصلاح طلبان يعني تبادار، قائدزاده،  جمهيري  هر سه از لحاظ امتيازگيري دچار مشكل هستند. جمهيري به واسطه همنامي با جميري كانديد اصولگرايان ضمن جذب برخي از آراي اصلاح طلبان در شمارش نهايي آرا مي‌تواند به جميري اصولگرايان در شمارش آرا كمك نمايد. چپهاي سنتهاي نيز به واسطه تقابل و خصومت با تبادار تلاش مي‌كنند با ايجاد دو دستگي آرا اصلاح طلبان را به حداقل برسانند يعني همان مشكل حضور كروبي در انتخابات نهم رياست جمهوري در كشور در بوشهر اتفاق مي‌افتد.

من فكر مي‌كنم گرچه مردم متأثر از ضعف و ناتوانيهاي دولت نهم گفتمان اقتصادي خود را به گفتمان سياسي تغيير داده‌اند اما اصلاح طلبان بدون درك اين مهم چه بسا شكستي دوباره را تجربه كنند. به نظر من اگر اصلاح طلبان پيشرو مواضعي منطقي و راديكال بر اساس مطالبات توسعه سياسي در پيش گيرند مي‌توانند كانديداهاي اصلاح طلب را به پارلمان گسيل دهند وگرنه اينبار شكست، يعني پايان .

× البته چنانچه مي‌دانيد در انتخابات مجلس هفتم عدم استقبال از انتخابات در شهر بوشهر به اقبال عطارزاده ختم گرديد آيا چنين تكراري با توجه به نكته‌هاي بالا در انتخابات پيش رو موجب پيروزي مجدد عطارزاده نمي‌گردد و چرا اصلاح طلبان با توجه به اينكه مي‌دانند كه چنين اتفاقي ممكن است صورت بپذيرد هنوز هر كس بر طبل شعارهاي فردي و غيرحزبي مي‌كوبد؟

ـ عطارزاده در انتخابات مجلس هفتم يك رأي آماده را داشت. وي با پيروزي دولت نهم توانست رضايت حداقلي حاميان و رأي دهندگان خود را با تقسيم مديريتها، و معاونتها به سرانجام برساند ضمن اينكه برخي از اصلاح طلبان نيز جذب مديريت دولت نهم شدند براي مثال مدير كل ميراث فرهنگي و يا ابقاي مدير بازرگاني از نشانه‌ي جذب افراد بيشتر به طيف او هستند به نظر من از افراد رأي دهنده به عطارزاده و اصولگرايان كاسته وكم من كه نشده هيچ، افراد جديدي نيز به آنها افزوده شدند اما اصلاح طلبان هنوز در كسب رضايت تحريمي‌ها به عنوان اجزا اصلي و اعضاي قبلي همفكر و همسو هنوز ناتوانند.

گرچه عملكرد دولت احمدي نژاد مي‌تواند به كسب آرا كانديداهاي اصلاح طلبان كمك نمايد اما اختلاف اصلاح طلبان مي‌تواند به ياري اصولگرايان بپردازد. تأئيد تبادار و قائدزاده يعني گامي در جهت پيروزي اصولگرايان و اگر كانديداهاي بوشهر نتوانند در تقسيم سهم خواهي به ائتلاف بر سر يك گزينه به توافق برسند چه بسا عطارزاده دوباره كانديد بوشهر باشد.

× در مورد اقبال و يا عدم اقبال خودتان در صورت پذيرش ویا رد     صلاحيت در انتخابات بگوييد؟

ـ من روزنامه نگارم و قصد ادامه اين تجربه را دارم. من پس از اعلام شايعه شركت در انتخابات آن را تكذيب نكردم و تلاش داشتم آن را به عنوان يك سرمايه جهت كمك به اصلاح طلبان نگه دارم.

 واقعيت اين است كه من يك فعال سياسي نيستم كه قصد حضور و بهره‌وري از قدرت را داشته باشم. به عنوان يك روزنامه نگار هدفم نقد قدرت و دفاع از مردم و حوزه عمومي است. هر كس كه پي گير تحقق و تصويب قوانيني در راستاي تبيين حقوق بشر باشد تلاش من نيز در جهت حمايت از وي است ضمن اينكه به نظر من كانديداهاي اصلاح طلبان بوشهر بايد به خرد جمعي و نگره‌ي احزاب بوشهري احترام بگذارند و سهم خواهي را پس از پيروزي مطالبه كنند.

×‌نظر خودتان را در مورد كانديداهاي نامبرده زير بصورت كوتاه بيان نمائيد:

عطارزاده ـ نه

جمهيري ـ نه

ميگلي‌نژاد ـ نه

قائدزاده ـ نه

جميري ـ نه

تبادار ـ نه

× يعني حتي اصلاح طلبان را هم قبول نداريد؟

ـ حقيقت اينست كه بين گزينه‌هاي مطرح شده واقعاً‌هيچ كدام اصلاح طلب واقعي نيستند. شما تاكنون از بين جمهيري، تبادار و ‌قائدزاده موضع گيري و ابراز نظر كدام يك را در خصوص برخورد با دانشجويان،‌ برخورد با دفتر ادوار تحكيم و بازداشت اعضاي آن سازمان، توقيف سلام جنوب و بازداشت مدير مسئول آن، توقيف سفير دشتستان و بازداشت سردبير و مدير مسئول آن، سهميه بندي بنزين، انتخابات شوراها، نيروگاه اتمي و يا حتي مسائل اجتماعي ساده مثل آب و برق و ... ديده و يا شنيده‌ايد و يا امضاي كدام را در زير يك بيانيه اصلاح طلبان ديده‌ايد؟‌

به همين علت مي‌گويم اينها هيچكدام اصلاح طلب واقعي نيستند و در اصل مديراني بوده‌اندكه در دولت خاتمي پست گرفته‌اند و هنوز هم دوست دارند با چراغ‌ خاموش بيايند تا به مديريت برسند. اي كاش حالا كه مي‌خواهند كانديد بشوند ابراز نظر شفاف كنند تا ما با ديدگاههاي اصلاح طلبانه‌ي آنها آشنا شويم.

من اميدوارم كه احزاب بوشهري با  تجربه‌‌ از منتخبين شوراي سوم و تصميم آنها در انتخاب شهردار به ائتلاف عقلاني برسند و در انتخاب كانديد مورد نظر اصلاح طلبان سخت‌گيري ‌كنند و جديت به خرج دهند  تا كسي به ظاهر و نام اصلاح طلب، كانديد مردم نشود بلكه يك اصلاح طلب واقعي كانديد اصلاح طلبان گردد.

من فكر مي‌كنم در نبود و عدم حضور محمد دادفر به عنوان گزينه واقعي اصلاح طلبان سه كانديداي اصلاح طلبان در بوشهر لازم است به چرايي و چگونگي اصلاح طلبي خود به صورت صريح و شفاف پاسخ گويند و مطبوعات در اين مهم بايد با طرح پرسش،  اصلاح طلبي آنان را مشخص و اعلام نمايند.

 

 

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar