اسماعيل جعفري ــــ جعفر پور كبگاني فرماندار اصول گراي شهرستان بوشهر اين روزها از جهاتي خبر ساز شده است خبر درگيري لفظي او با معاون سياسي استاندار و نيز اختلافاتي كه ميان او و افراشته استاندار بر سر زبان هاست در هفته هاي گذشته شايعه ي مربوط به عزل او از فرمانداري را به شكلي مطرح كرد پوركبگاني كه رهبري يك جريان اصول گراي راديكال را در يكي از مساجد شهر بر عهده داشته و بنا به گفته ي ...
جعفر پور كبگاني فرماندار اصول گراي شهرستان بوشهر اين روزها از جهاتي خبر ساز شده است خبر درگيري لفظي او با معاون سياسي استاندار و نيز اختلافاتي كه ميان او و افراشته استاندار بر سر زبان هاست در هفته هاي گذشته شايعه ي مربوط به عزل او از فرمانداري را به شكلي مطرح كرد پوركبگاني كه رهبري يك جريان اصول گراي راديكال را در يكي از مساجد شهر بر عهده داشته و بنا به گفته ي خودش همچنان نيز در اين مسجد و هدايت فكري آن نقش گذشته ي خويش را ايفا مي كند، در دو هفته ي گذشته نيز توانسته است با حمايت همين جريان بر روند موكول به عزل خود فايق آيد و اكنون به نظر مي رسد مساله ي عزل وي از سمت فرمانداري با پا در مياني چهره هاي صاحب نفوذ اصول گرا و يا دخالت تهديد آميز جريانات حامي وي منتفي شده است. در آخرين روز هفته ي گذشته اسماعيل جعفري عكاس و خبرنگار پيغام با حضور در دفتر فرماندار بوشهر مصاحبه اي را با وي انجام داد. در اين گفتگو جعفر پور كبگاني از موضوع اختلاف خود با استاندار و همچنين نقش خويش در حوادثي كه تا قبل از استقرار دولت نهم و بخصوص در ارتباط با تقابل جريان اصولگراي پيرامون وي با اصلاح طلبان رخ مي داد سخن گفته است. او همچنين در اين گفتگو ضمن اين كه قضيه ي عزل خود را به طور تلويحي تاييد مي كند تاكيد دارد همان طور كه با خواست و اصرار نيروهاي اصول گرا كه وي مدعي ست در تمام مساجد شهر حضور دارند پا به ساختمان فرمانداري بوشهر گذاشته است با حمايت همان ها نيز حضور خود را در اين سمت تداوم خواهد بخشيد اما نكته ي جالب توجه اين گفتگو آن است كه با وجود اينكه به زعم بسياري، اختلاف پوركبگاني و استاندار و معاون سياسي اش به اختلاف استاندار با عطارزاده و حمايت پوركبگاني از نماينده ي بوشهر و گناوه و ديلم مربوط مي شود، فرماندار بوشهر در اين گفتگو مدعي ست از اختلاف عطارزاده و افراشته و مسايل پشت پرده ي اين اختلافات بي اطلاع است ! متن كامل و البته ويرايش شده ي اين گفتگو را در همين شماره ي پيغام بخوانيد:
پيغام :این روزها اخبار و شايعات زيادي در باره ي عزل شما توسط استاندار در سطح شهر بوشهر وجود دارد صحت این موضوع را تا چه حدي تأئيد ميكنيد؟
- خدمت شما عرض كنم روزي كه بنده به عنوان فرماندار آمدم، بچهها اصرار داشتند بیایم و خودم هيچ اصراري به اين موضوع نداشتم كما اينكه دوست داشتم در همان چارچوب معاونت امر به معروف و كارهاي تحقيقي كه دنبال ميكردم،فعالیت نمايم و نتيجهاي از كارم بگيرم، به طور كل اكثر نمايندگان تمام مساجد شهر اصرار داشتند كه پست فرمانداري را بپذيرم. باز هم من از نماينده محترم ولي فقيه حضرت آيت ا… ايماني اجازه خواستم كه شرايط براي من اينگونه رقم خورده كه من به عنوان فرماندار بوشهر پا جلو بگذارم ايشان گفت كار بسيار خوبي ميكنيد و الان شما هم با تلاشي كه داريد مي توانيد گامي در محروميت زدايي شهر بوشهر داشته باشيد. خوب كار را شروع كردم و بنا شد هر جا مشكلي پيش آمد با همكاري و مساعدت نيروهايي كه در اين كار دخيل بودند، كارها را پيش برده و موانع را از سر راه برداريم، تا حالا هم لطف خدا شامل حال من شده و هر اتفاق ميموني كه افتاده بر اثر تلاش بنده و يا اينكه توانمندي بنده نبوده و فقط لطف خدا بوده كه شامل بندهي حقير شده است و اشارهاي هم كه راجع به پارچهنوشتهها و سايت ها نموديد، قطعاًدر تمام برنامهها نيروهاي ارزشي جايي كه احساس خطر بكنند، خودشان دست به كار ميشوند. منتها خدمتتان عرض كنم ممكن است در روند كار بحثي بين مافوق و مادون پيش بيايد مثلاًدر اثر اختلاف سليقه همين كه بچهها احساس خطر كنند، نه در اين زمينه، در زمينههاي مختلف ميآيند جلو و اين بسي جاي خوشبختي است كه نيروهاي ارزشي و مسجدي و نيروهاي دلسوز شهر همدل و همراه با هم هستند كه در اين موضوع كه نظر آقايان بوده ـ عزل فرماندار ـ چنین حركتي شدهو اميدوارم كه من هم خدمتگزاري صديق براي همهي شهروندان شريف بوشهر باشم.
پيغام: فرض كنيم كه شما صبح به سركار آمديد و ديدید نامهاي از سوي استاندار برايتان آمده و از مقام فرمانداري عزل شدهايد، واكنش شما چيست؟
ج: من بخاطر ميز و صندلي نيامدهام. براي خدمتگزاري به مردم آمدهام.
پيغام: چه عواملي باعث شد بعد از گذشت يك سال از تصدي شما در پست فرمانداري و همچنين گذشت سه سال از نمايندگي آقاي عطارزاده در مجلس هفتم این اتفاق بیفتد؟ آيا اين ناشي از اختلافات سليقه است يا چيزي ديگر كه ًبعد از يكسال و اندي اين همه اختلافات بروز كرد و چه شد كه بين افراشته و عطارزاده اختلافات بالا گرفت؟
- در مورد اختلاف افراشته و عطارزاده چون من اطلاع كافي و وافي از موضوع ندارم و اگر مطلبي هم بوده در محيطي دربسته ، صحبتي رد و بدل شده و اتفاقی افتاده که من بی اطلاعم. این که اینها اختلاف سليقه است يا چيز ديگر، من نميدانم اما من اين را اشاره ميكنم كه فعالیت سیاسی در نظام اسلامي با نظام های دیگر دو تفاوت دارد. يكي رعايت حريم ديگران و دوم رعایت اخلاق .شما نگاه كنيد اگر برگرديم به اوايل انقلاب جايي نبوده كه حضرت امام در مقابله با روسای قدرتها حتی دشمنان غیر محترمانه برخورد نماید ایشان همیشه آن اخلاق اسلامي را رعايت ميفرمودند،خوب ما شاگرد امام هستيم و بايد اين مسائل را رعايت كنيم تا آموزشي باشد براي نسلهاي آينده اما اينكه به فرض من يا زید يا فلان بنشينيم با نفر رو به رویمان و چون اختلاف سليقه يا عقيده داريم، به هم تو هين کنیم ، اين عاقبت خوبی نخواهد داشت و نسل آينده اين را نمی پذيرد يا اگر بپذيرد آيندهي مملكت دچار اشكال خواهد شد. كما اينكه ما در بحث فرانسه ميبينيم انقلاب كبير فرانسه رخداد ولي نتوانست درس بدهد، انقلاب كبير فرانسه اگر درس داده بود امروز فرانسهاي كه همه تمدن، حقوق و بخصوص حقوق مدنی ست، به دليل انتخاب رئيس جمهور، دستخوش اين حوادث نميشد.
پيغام: با توجه به اينكه امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و با توجه اينكه مفهوم مليت و مذهب در موازات يكديگر گذاشته شده است، بحث اينجاست که اصلاًشاخصههاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي چه چيزهايي است؟ ميبيينيد که ما با آمريكا درگير هستيم و اين درگيري اگرچه به صورت رويارو و مستقيم نيست، فعلاًبه توپ و تفنگ کشیده نشده، اما فضای خصومت وجود دارد من ميخواهم بگويم آيا با توجه به اين شرايط در داخل و با توجه به نامگذاري سال جديد به اتحاد و انسجام اين اختلاف ها نميتواند به از هم گسيختگي ريشههاي اتحاد و انسجام بيانجامد؟ آيا اين منجر به فروپاشي نخواهد شد؟
ج:خدمتتان عرض كنم در بحثي كه شما گفتيد، خب اختلاف اگر بين مسئولان باشد جامعه لطمه مي خورد ولي اينكه شيرازه به هم بخورد، مردم ما خيلي هوشيارند، نگاه كنيد ما شرايطي سخت تر از اينها را داشتيم مثلاًزمان بني صدر، جنگ هشت ساله، قطعاًدر اين مدت مردم ما داراي تجربه شدهاند، مردمي كه در سالهاي 59 و 60 اين مسائل را ميبينند، اينها را تجربه ميكنند و امروز آن را بكار ميگيرند مردم كار خودشان را ميكنند و نگاهشان و گوششان به رهبري است از او الهام ميگيرند، شما در سفر اخير مقام معظم رهبري به خراسان رضوي، نگاه كنيد،محيطي، مهيا شده كه كساني كه در اين كشور چه ايراني و چه غيرايراني اند متأثر ميشود امروز من كه تلويزيون را نگاه ميكردم طلبهاي افغاني به زبان افغاني ميگفت ـ انكلاب ( انقلاب) به اشارهي رهبري خدمت ميكند. ما زياد اين حركتها را ديديم، فكر ميكنم هم سن هم باشيم. شما به جهان هستي نگاه كنيد،كهكشان راه شيري كه چقدر داخل آن سياره هست و برگرديد به زمين كه چقدر قاره در آن است قارهي آسيا، اروپا و اقيانوسيه و ... برگرديد در آسيای به اين بزرگي به كشور ايران و در ايران نگاه كنيد به انسان و بعد انسان و همه بعد نگاه كنيم به بوشهر.
پيغام:در جاهاي مختلف از شما نمادي ساختهاند كه اصلاً اهل گفتگو نيستيد قبل از انتخابات رياست جمهور در دولت نهم هم شايعه بود ،كه شما اجتماعات را به هم ميزنید آيا چنين مسائلي صحت داشت و الان شما به عنوان فرماندار بوشهر چه نظري در مورد آن شايعات داريد؟
ج: يك وقت اجتماعي را به هم ميزنند و يك وقت نميگذارند مراسمي برگزار شود، وقتي به هم ميخورد، وقتي بهم ميزنند و اين از نظر دستور زبان متفاوت است و هر كدام جايگاهي دارد. وقتي جلسهاي تشكيل ميشود به عنوان جلسهاي عمومي، ممكن است من بروم و شما نرويد ولي اگر شما در منزل خودتان بگوييد با 30 يا 40 نفر جلسهاي دارم و اسم من جزء ليست نباشد، من حق ندارم وارد آن جلسه شوم. چون دعوت نشده ام اما وقتي آمدم منزل شما و اسم من هم جزء ليست بود، حق اظهار نظر هم دارم و شما هم بايد مرا تحمل نماييد و من نميگويم ديدگاههاي مرا بپذیرید ولي حق تمسخر آن را نداريد. جرياناتي بوده كه به هم خورده ولي ما دعوت بوديم بحث سر معيشت شده، بحث بر سر مسايل اقتصادي شده و یک نفر كه بود به عنوان نماينده يا وكيل مردم آمده نبايد ديدگاههاي مردم را مورد تمسخر قرار دهد.من منظورتان را ميدانم اتفاقاتي بود كه در مجتمع فرهنگي افتاد... زماني كه از آقاي مزروعي سؤال ميشود كه شما بايد مسائل معيشت مردم را دنبال كنيد و او مسخره ميكند و ديگران را مورد تمسخر قرار ميدهد شما اگر باشيد از او توضيح ميخواهيد يا نه؟.... ، بعد هم اگر كسي به شما حمله كرد و بعد ما را به جايي ميبرند كه به هر حال محاكمه ميشويم،افراد متعددي از دو طرف محاكمه شدند، جالب اين بود كه در مرحلهي اول بايد مدعي العموم از ما شاكي ميشد و كساني از ما شاكي شدند كه در اين جريان متضرر نشدند و اگر كسي هم متضرر شد، ما بوديم. خب اگر ما اشتباه و خطايي داشتيم، بايد محكوم ميشديم و اين جريان جالب است كه كساني كه دم از دموكراسي ميزنند، بايد به قانون احترام بگذارند، شما كمك كنيد در مسائل حقوقي ميگويند محكوم و متهم، محكوم كسي است. اگر فردي اعتراضي دارد و قانون براي او راههايي پيش بيني نموده كه متاسفانه كارهاي خلاف شرع و قانون كردند، الحمدالله كه ما سربلند از اين مسئله بيرون آمديم. من اين را ميخواهم بگويم كه مسئله اي كه در مجتمع بود، ما مجالس متعددي پشت سر گذاشتيم از مجلس اول كه تعدادي زير آوار حزب جمهوري رفتند مثل مرحوم شهرياري و الخ... عرض كردم كسي كه ميآيد به عنوان نمايندهي مجلس حالا ميخواهد مزروعي باشد نمايندهي اصفهان، بايد بداند حق و حقوق ملت رعايت شود من اين را ميگويم، سؤال كردم از ايشان راجع به اقتصاد و ايشان تمسخر كرد و تصور نمود كه مردم بوشهر آدمهاي مسخرهاي هستند... ناراحتي من اين است كه كساني كه مزروعي را دعوت كرده بودند بايد به او حالی ميكردند كه بوشهري نبايد تحقير شود، منتها جاهايي هم بود كه بنده نميگذاشتم برگزار شود. چون آن را مخالف با شرعمي دانستم. ميگفتم فلان جا نبايد برگزار شود حالا من نميدانم چهرهي مرا چگونه ميخواهند نشان دهند،چهره خشونت طلب، چهرهاي كه گفتمان نميداند فقط زد و خورد بلد است ،شما اگر ميخواهي چيزي دستگيرت شود به فرض مثال چشم انسان را ببنديد و بگوييد نبينيد و نشنويد، ... بايد موضوع را لمس نماييد. لمس كردن ديدگاه من در جامعه امروز مصداق زيادي دارد. من در مسجدي هستم به نام مسجد قرآن ، شما براي نماز به آنجا بياييد، نميتوانید جايي براي خواندن نماز پيدا كنيد. وزير ارشاد ،صفارهرندي آمد، محسن رضايي آمد و ميگفتند ما اولين مسجد در كشور را ديدهايم كه اينقدر جوان است، شما از هر ده تا افراد میان سال و پيرمرد 8 تا جوان ميبينيد،ما فقط 40 نفر حافظ كل قرآن داريم كه همه جوان هستند و اصلاً جا نداريم. من مربي فوتبال بودهام،مربي شنا بودهام،برويد بين ورزشكاران تيم شاهين و ايرانجوان من چظور هستم. حادثهاي براي من رخ داد كه بخاطر دفاع از دختر خانمي روي من اسيد پاشيدند و از آن خانواده دفاع كردم بعد همين جوانها دور من آمدند و براي من ناراحت بودند. يا همين الان فقط كافي است بگويم با فلاني كار دارم فوتباليستهاي بوشهر آقاي رضايي،محمود آرامش،محمود بحريني آقاي عبدالله قوسي، آقاي جلال ثابت كه الان در تيم استقلال خوزستان بازي ميكند، امروز به من زنگ زده من بعد از مدتها ميخواهم آنها را ببينم اصلاً با بعضي از آنها مثل آقاي معروف خاني، در باشگاه ايران جوان برويد و بگوييد فلاني ميخواهد كارهاي در باشگاه شود ببين چه ميگويند، برويد به شاهينيها بگوييد كه فلاني ميخواهد بيايد اينجا كارهاي شود، ببينيد چه ميگويند؟ در سالن وزنهبرداري آقاي بهرامزاده رئيس هيئت وزنهبرداري،اصلاًآنها با من دعوا دارند كه هفته ای يك شب به آنجا بياييد... شما به كارمندهاي من بگوييد كه ميخواهیم پنجاه هزار تومان به حقوق شما اضافه كنيم برويد استانداري يا جايي ديگر، حاضر نميشوند روزي كه آمدم، شما بوديد اگر آن روز خانمي را ديدم كه در گوشهاي ايستاده با ايشان سلام كردم . ايشان اظهار داشتند كه از شما هيولايي ساختهاند، اين روش ،روش خوبي نيست. راحت ميشود كسي را تخريب كرد. ميشود دروغ داد. ولي تا كي ؟بالاخره روزي حقايق روشن ميشود.
پيغام: ياد دارم در دانشگاه آزاد در طبقهي دوم در تابلویي عکسی از یک هفتهنامه زده شده بود كه درب مجتمع را با تبر كوبيده بودند و گويا شخصي هم به نام جهانبخشان در آن قضيه مجروح شده بود. گويا شما هم در آن درگيري حضور داشته ايد.
ج: من ايشان را نميشناسم. راجع به دانشگاه هم احتمالاًبا هم بوديم. من در سال 82 تمام كردم. همين الان با كساني هم چون دكتر فرهمند و قيم كه الان در لبنان درس ميخوانند من با اينها رفت و آمد دارم اصلاًبا خانواده قيم رفت و آمد خانوادگي داريم. آقاي دكتر غريبي كه با هم بحثهاي مختلفي داريم.
پيغام: شما انتقادپذير هستيد يا خير؟
ج : عرض كنم كه اگر انتقاد نباشد جامعه سازنده نيست، همه به شما بگويند خوبی اصلاًخودت خسته ميشوي.شما آن روزي كه دو جلسه معارفهي من بود در اينجا بوديد گفتههاي آقاي قائدزاده را شنيديد و گفتههاي من هم همين طور من چه گفتم؟خيلي مختصر حرفهايم را گفتم.
نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

