تبليغاتX
راه مردم - فروش تیتر توسط مطبوعات بوشهر

اخلاق سياسي با اخلاق رسانه‌اي تفاوت و تضاد دارد

اسماعيل جعفري

گفت و گو با حميد مؤذني روزنامه نگار

 در وضعيت كنوني بعنوان يك روزنامه نگار نگاه شما به جامعه ايراني چگونه است و آيا بحران اجتماعي كنوني به مطبوعات هم بستگي و ارتباطي دارد؟

-در وضعيت كنوني ما با يك وضعيت بحراني ممتد روبرو هستيم. در يك نگاه گشتالتي (كل نگر) مي‌توان مشاهده نمود كه در دهه‌ي 80 جامعه ايراني دچار تشديد بحران اجتماعي شده است و افراد جامعه، همگي بصورت خيلي شديد و حتي مي‌توان گفت در سبك بازيگري «برشتي»، مردم با اغراق و يا فاصله گذاري، دوري خود را از ارزشهاي اخلاقي و انساني نشان مي‌دهند. ونداليسم و بزه شهري در ذهن و عمل جامعه بعضا به ارزش تبديل شده است و نمونه‌هايي از فساد بخشي از افراد جامعه را در برگرفته است. تشديد انواع بزهكاري و برونداد اضطرابي كه در سطوح جامعه برجسته است و همچنين صفحات حوادث نشريات كه اين احساس خطر را به مخاطب القا مي‌كند حاكي از همين وضعيت نسبتا خطرناك است. بنابرهمين مشاهدات باعث مي‌شود احساس ايمني كم كم از افراد جامعه رخت بر بسته و عدم امنيت اذهان شهروندان را ناراحت كند. براي مثال نبود ايمني در پرواز، رانندگي و مسافرت در جاده‌ها و بقيه انواع و اقسام قتل‌ها كه حتي قتل‌هاي نسبي بوفور در آنها به چشم مي‌خورد از وضعيتي اسفناك و خطرناك در جامعه حكايت مي‌كند. از سوي ديگر تخريب و تحقير تحليل و تأويل و تشويق رياكاري و بازيگري كه همان بازتوليد رندانگي تاريخي‌ها است ضمن اينكه به متورم شدن آسيب‌هاي اجتماعي مي‌انجامد امنيت و سلامت جامعه را تهديد مي‌كند.

مطبوعات و رسانه‌هاي ما نيز به گونه اي متأثر از همين وضعيت اجتماعي هستند. شما اغراقهاي اخلاقي مجريان تلويزيون و واقعيت بسيار بسيار فاصله دار كردار و رفتار آنها با مضاميني و مسائل كه مطرح مي‌كنند را اگر با همديگر مقايسه كنيد متوجه مي‌شويد اين افراد در  اوج از خودبيگانگي در رسانه‌ي رسمي فعاليت مي‌كنند. روزنامه ‌نگاران ايراني اما از اين قاعده رسانه‌هاي تصويري رسمي ايران مستثني هستند اما فعالان اين عرصه نيز همانند پزشكان ايران برخي به فكر دغدغه‌هاي شخصي خود هستند تا دغدغه‌هاي مشترك انساني و اجتماعي. متأسفانه بايد اذعان نمود تمامي اخلاقها در وضعيت كنوني دچار ضعف و تخريب شده‌اند.

 اين موضوع كه راجع به مطبوعات ذكر كرديد در مطبوعات ملي منظورتان است يا محلي؟

-         مطبوعات سراسري ما خوشبختانه از اينقاعده تا حدودي پيروي نمي‌كنند ولي مطبوعات محلي بوشهر متأسفانه بسيار درگير اين وضعيت هستند.

 آخرين عملكرد مطبوعات در انتخابات شوراي شهر بود شما چگونه به اين عملكرد نگاه مي‌كنيد؟

ـ اتفاقا به مورد خيلي خوبي اشاره‌ مي‌كنيد. انتخابات شوراي شهر بوشهر از ابتداي انتخابات تا پايان آن و پس انتخاب شهردار مورد مثالي خوبي از پايبندي يا عدم پايبندي مطبوعات بوشهر به اخلاق روزنامه نگاري است. در نبود احزاب مستقل و آزاد در ايران مطبوعات سهم بسزايي در تغيير و تحولات سياسي ايران دارند. بهمين دليل شما آشنايي خود را با سياسيون بيشتر از طريق مطبوعات مي‌شناسيد و سياسيون كه كاركرد رسانه‌اي نداشته باشند و به ارزش خبري تبديل نشوند در محاق باقي مي‌مانند. حضور دادفر و عطارزاده در مجلس حكايت از همين موضوع مي‌كند ضمن اينكه بقيه كانديدا ها نيز از پي حمايت نشريات در مجلس حضور دارند. مطبوعات اصلاح طلب بوشهر در انتخابات شوراي شهر سوم بوشهر تلاش فراواني كردند به ويژه هفته‌‌نامه پيغام و پس از نتيجه نيز جشن پيروزي اصلاح طلبان تنها در همان هفته پس از آن در مطبوعات منعكس شد. واقعيت اين است مثل هميشه به نظر مي‌آيد اصلاح طلبان مضطرب رودست خوردند و باز مثل هميشه نيز پس از باخت اصلاح طلبان تلاش مي‌كنند با تحليل هاي پر طمطراق شكست خود را توجيه كنند. چكار كنند اين بنده خداها؟ دلخوشيشان همين است. ولي بهر صورت در بازي سياست، گل نزدي گل مي‌خوري. اين قانون مشترك سياست و فوتبال است. دوم خرداديها گل نزدند سوم تير برنده شد، سوم تير حماسه گشت! و جاش نشست. حالا هم قضيه اعضاي اصلاح طلب شوراي شهر بوشهر هم به همين صورت است. ولي البته در اين مسابقه فورواردهاي گل زن از سوم تير نيستن و به اصطلاح دوم خردادي هستن كه مثل هميشه گل به خودي زده‌اند. نگاه كنيد پس از اعلام نتايج شورا، در هفته اول اصلاح طلبان جشن پيروزي گرفتند، هفته دوم خاموشي و سكوت بود و هفته‌ي سوم اصولگرايان جشن گرفتند و جدول مندليف ليان، اصلاح طلبان را مستقل معرفي كرد و جشن پيروزي اصولگرايان را اعلام نمود.

من در مقاله‌اي در نسيم جنوب نوشتم و بصورت انتقادي به بازيكنان داخل زمين شده دوم خرداد يعني اصلاح طلبان در شورا گفتم تيمتان را مشخص كنيد و آنها هم مشخص نكردند. ايام گذشت، سال نو آمد و ديديم كه شهردار نو نيز چگونه آمد پس عطارزاده آدماي سياسي ما را بهتر مي‌شناسد. بهر صورت بايد كاري كرد: يك مربي خوب و شجاع، انتخاب بازيكنان حرفه‌اي و با اخلاق و از آن مهمتر لازم است تماشاگران هم تيم را حمايت كنند تا از خودي به صورت مكرر گل نخوريم و بايد يادبگيريم به حريف گل بزنيم و اگر اين كار را نكنيم و اين تصميم را نگيريم، اسكوربورد اصلاحات مادام پر از همين گلهايي است كه از اپورتونيستها مثل همين اعضاي باصطلاح اصلاح طلب شورا خورده و مي‌خوريم. وظيفه مطبوعات در اين گونه موارد مشخص كردن جايگاه و تيم بازيكنان است. روزنامه‌ها بايد با تهيه خبر، گزارش و مصاحبه‌هاي انتقادي و چالشي افراد را در منگنه‌اي از هويت سياسي قرار دهند كه اپورتونيست‌ها كارشان سخت و هزينه‌شان بالا رود. البته بايد بدانيم اپورتونيستها هزينه‌هاي حداقلي را هم محاسبه مي‌كنيد و مثلاً مي‌دانند بابت يك چرخش سياسي حداقل يك يا دو هفته در تيررس انتقاد مطبوعات هستند و پس از آن آرامش برقرار مي‌شود. اگر مطبوعات ما به زعم «‌آنتوني گيدنز»‌ تلاش كنند «دموكراسي بازتابي» را گسترش دهند يعني نظرسنجي و انتقاد دائم را سرلوحه‌ي كار خود قرار دهند حتما افراد سياسي به ويژه اپورتنيستها از محاسبه‌ي حداقلي مي‌پرهيزند و تلاش مي‌‌كنند اخلاق سياسي را رعايت نمايند.

 مي‌توانيد موارد مصداقي ديگري هم را ذكر كنيد؟

ـ بله نگاه كنيد: مثلاً نشريات بوشهر در اين چند سال چه مقدار توسعه‌ پيدا نموده‌اند. با بررسي وضعيت زندگي برخي مسئولان اين نشريات و شكل و شمايل نشريه آنها از لحاظ ارتقاء كيفي و يا افزايش صفحات آنها، بخوبي مي‌توانيم تضاد بسياري را مشاهده كنيم. يعني همانقدر كه مديران اين نشريات در زندگي شخصي خود پيشرفت كرده‌اند به عكس نشريه آنها به همان شكل و سياق 10 سال پيش خود منتشر مي‌شوند. هنوز صفحات اول بسياري از نشريات به بخش رسمي يعني درج آگهي هاي متعدد و متنوع ادارات وابسته است تا عكس و تيتر و موضوعاتي كه قرار است در نشريه مطالعه شود . شما تاكنون نديده‌ايد كه مطالب نشريه از بخش بالا به بخش پائين نشريه يعني قسمت آگهي‌ها سرايت كند اما هميشه و يا بصورت زياد مي‌توانيد آگهي‌ها را بجاي عكس و تيتر صفحه اول مشاهده كنيد. از اين تأسف بارتر برخي مواقع حتي تيتر نشريه خود رپرتاژ است. يعني اگر نشريه‌اي تيتر را فاكتور نمي‌كند تا بابت آن وجهي نقد را دريافت كند اما رانت متأثر از اين تيتر به سوق دادن آگهي‌هاي بيشتر و يا حتي اشتغال همكاران سبب مي‌شود و با امور مربوط به نشريه در آن سازمان تسهيل پيدا مي‌كند . اين موارد جزو موارد تأسف بار نشريات بوشهر است. من پارافراتر بگذارم. يكي از نشريات قديمي و تأثير گذار بوشهر مديريتي سياسي دارد تا رسانه‌اي.

به نظر من در تكميل مطلب تحليلي آقاي اجرايي كه بر اساس تأثير گذاري و نوع مخاطبين به نشريات بوشهر پرداخته شده بود. بر اساس آسيب شناسي عملكرد رسانه‌اي و رعايت اخلاق مطبوعاتي نيز اگر به نشريات بوشهر پرداخته شود، آن موقع است كه چه بسا جاي معلق ها با تأثير گذارها جابجا شود.

 اگر امكان دارد كمي بيشتر توضيح مي‌دهيد؟

-فكر مي‌كنم توضيح بيشتر مثمر ثمر باشد. نگاه كنيد اخلاق رسانه‌اي با اخلاق سياست دو تا است. سياست ورز اهل معامله است و چه بسا از بسياري از مسائل چشم پوشي كند تا رقابت بر كسب قدرت پوياتر و نتيجه بخش‌تر باشد اما اخلاق رسانه‌اي بر عكس اين است. يعني روزنامه نگار به فكر نقد مدرن است و در اين نقد مدرن به پيامدها كمتر فكر مي‌كند بلكه تلاش  مي‌كند با افشاگري ، تأويل و تحليل به همه زوايا نور بيافكند. وقتي يك نفر با تفكر سياسي به كار ژورناليستي و رأس يك نشريه پاگذاشت نورافكني و سايه بخشي را مشروط مي‌كند. خودي و غير خودي اصل مي‌شود و معامله نام خود را تعامل مي‌گذارد. انتقاد از مسائل سياسي ملي و محلي جاي خود را به اولويت توسعه  استان مي‌دهد و بنوعي تلاش مي‌شود برخلاف خواست عمومي و حوزه عمومي انتقادها لاپوشاني شود و با كادوپيچ كردن عدم انتقاد اذهان را منحرف نمايد.

 پس به نظر شما كار اصلي روزنامه نگار نقد است و نگاه سياسي در اين حرفه جايگاهي ندارد؟

به نظر من در وضعيت كنوني و كلاً جامعه ايران بايد تلاش نمود با نوعي خرد ورزي حتي اگر انتقاد با مشكل بيان متوجه است بصورت گفتماني كاركرد نشريه را انتقادي نمود. اين موضوع مي‌تواند در عكس، طراحي ، كاريكاتور، ترجمه‌هاي مطالب تطبيقي و .. به انجام رسد. نشريه حتماً بايد به عرصه سياست بپردازد ولي نبايد با سياسي بازي از سياست بگذرد و خود را سياسي معرفي نمايد.

شما همه مشكلات را به گردن مديران مسئول مي‌اندازيد، يعني نويسندگان و خبرنگاران در اين ميان هيچ مسئوليتي ندارند؟

به نكته‌ي بسيار خوبي اشاره كرديد. به زعم «لوتر»، ملتها شاهاني را سزاوارند كه درخور آنند. بواقع از سخن لوتر مي‌توان تأويل كرد كه كليت نشريه از مجموع مطالب ، عكس و طراحي شكل پذيرفته است  و همه كاركنان در معظل و يا توسعه روزنامه سهم دارند. به نظر من بحران اجتماعي و اخلاقي متأسفانه در مطبوعات هم رخنه كرده است و برخي فعالان مطبوعاتي دغدغه‌هاي نارسيستي و خودشيفتگي خود را در نشريات پي‌گيري مي‌كنند. من در يكي از نشرياتي كه خودم سردبير بودم ديدم كه مثلاً نويسنده ثابت ما مطالب خود را در نشريه‌اي ديگر به كرات به چاپ مي‌رساند و از مطالبي كه به ما مي‌داد كسر كرد من با بررسي متوجه شدم كه سياست آن نشريه چاپ عكس نويسنده بغل مطالب او بود و نشريه ما برخلاف اين موضوع كار‌ مي‌كرد و به همين دليل نويسنده با علاقه بيشتري به آن نشريه ـ و در اصل عكس خود ـ پيدا كرد. از سوي ديگر خبرنگاران، گزارشگران و حتي نويسندگان فقط با جمله « نشريه در عدم چاپ و يا دخل و تصرف در مطلب مجاز است»‌اجازه مي‌دهند كه سردبير و يا مدير مسئول به هر صورت كه دلشان خواست مطلب آنها را سلاخي كنند و يا حذف نمايند. اين انفعال خبرنگاران، گزارشگران و نويسندگان وجه مهمي از سلطه‌ي بيش از اندازه مديران است.

 با اين اوصاف فكر مي‌كنيد روزنامه نگاري واقعي در بوشهر وجود دارد و يا نه و اگر مواردي كه شما برشمرديد شامل روزنامه‌نگاري نمي‌شود پس چرا نشريات اين همه مورد استقبال قرار مي‌گيرد و تأثير گذار است؟

ـ روزنامه نگار واقعي با تعاريفي كه براي اين شخصيت مدرن وجود دارد در ايران بندرت يافت مي‌شود. نبود اين كاراكتر بيشتر بواسطه برخورد با نشريه و همچنين نويسنده و روزنامه نگار است اما شق دوم اين است كه نوعي كيچ ليبرال و محافظه كاري در بين روزنامه نگاران ايراني رشد كرده كه در اصل بازنموده همان رندانگي در هيئتي تازه است. اصلاً راحتتان كنم فرهنگ عمومي ايرانيان متأثر از خصلت و سنت رندانگي تاريخي خود دست به تخريب و قلب مفاهيم مي‌زند و البته نظام هاي سلطه ايران نيز همين كار را مي‌كنند تا هر دو مستقيماً سلطه سياسي را هژموني دهند. در اصل، اين رفاقت كاركردي در تخريب مفاهيم تاريخي دارد. بهمين دليل اپورتونيستها گاهي قهرمان مي‌شوند چرا كه براي كنش خود دلايل پر طمطراق و روشنفكري مي‌تراشند و مثلاً تعامل و توسعه استان كه در اصل سركوب انتقاد در پرداختن به امر سياسي است ارزش مي‌شود چرا كه به تقويت هويت بومي و تعصب قومي كه ريشه در نهاد و خودشيفتگي ما دارد كمك مي‌كند و اين قلقلك، مخاطبان را از تحليل و خوانش سكوت بين سطور و پرداختن به معضلات اجتماعي و سياسي بدور مي‌دارد.

 

 مگر فعاليت روزنامه نگاري چه منفعتي براي روزنامه نگاران در پي دارد؟

ـ روزنامه نگاري براي مديران مسئول و حتي برخي روزنامه نگاران كاميابي اجتماعي در پي دارد. با بررسي و تحليل وضعيت زندگي آنان و مقايسه با قبل از پرداختن به كار روزنامه‌نگاري متوجه مي‌شويم كه اشتغال و فعاليت در اين عرصه ابتدا منزلت مي‌دهد و از سر اين منزلت، ثروت و قدرت نيز به آنان مي‌رسد. و چه بسا اين اولويت بندي نيل به كاميابي را تسريع ‌بخشد. از ديگر سو، فرديت يكي از وجوه دنياي مدرن است و روزنامه نگاران با انتشار مقالات خود با ذكر اسم و چاپ عكس در بغل خود به رقابتي مدرن در جهان سرمايه داري وارد مي‌شوند كه فرديت و اصالت فرد در آن حرف اول را مي‌زند. اين وضعيت همان تقويت و رشد بازيگري است، همان اصلي كه روزنامه نگاري و فعالان اين عرصه بايد تلاش كنند با روشنگري و برداشتن ماسك‌ها به تحليل كنش بازيگران اجتماعي پرداخته و خود واقعي آنها را نشان دهند. متأسفانه در ايران كنوني اين كار خيلي سخت شده است چرا كه منتقدان بازيگري خود ماسك بازيگري زده‌اند و در اين زمينه هم متحبر شده‌اند و لذت كامجويي اجتماعي نيز از خود كاوي و نقد دروني آنها توسط خود جلوگيري مي‌كند اين معضل بزرگي در كار روزنامه نگاري بوشهر است و لازم است كه اخلاق روزنامه‌نگاري همانند كلاسهاي خبرنويسي، گزارش نويسي و عكاسي آموزش داده شود و نهادي صنفي براي تقويت اخلاق روزنامه نگاري فعاليت خود را انجام رساند.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar